تبليغاتX
ای زندگی با همه پوچی از تو لبریزم
ای زندگی با همه پوچی از تو لبریزم
زندگی زیباست ای زیبا پسند ...نیک اندیشان به زیبایی رسند
سه شنبه سیزدهم آذر 1386
کفترو پرش بده جلدت باشه بر میگرده

 

محبوبم آنچنان رسوخ کرده ای بر درونم ؛ که گوئی آب در سنگ ،بی شک اتفاق عظیمی رخ خواهد داد .چیزی شبیه پروانه شدن ..نمیدانم که کیستم؟گاهی آنچنان مسحور تو میشوم که گویی هرگز خود نبوده ام ،باران اگر از دریچه چشمانم نبارد ..دیگر چه چیز خواهد توانست قلبم را شستشو دهد ،برای دیدارت،برای بوئیدن چشمانت و لمس قلب مهربانت...پرواز را دوست دارم ،پروانه شدن را ؛زیرا تجلی خداوند است در هر موجودی..وعشق قدرت پروانگی است در انسان.

پروردگارا به من شهامت عاشق شدن و عشق ورزیدن عطا کن ودرد پیله ی تنهایی..درمن رسوخ کن محبوبم ..در من رسوخ کن و ریشه بدوان، در تمام وجودم و مرا محو کن ..محو از حضورت ..محو از بوی پیراهنت،محو ازخداوند وبگستران بالهایم را........


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 11:31
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
خدای سیاه

بازم سکوت ..دقدقه ..درد..اضطرار

بازم رفیق ..نا رفیق..مرگ ..انتحار

از تو نمی شود برای همیشه گفت

از تو نمی شود برای همیشه..فرار؟

بازم ریا..دروغ.. اشک در خفا

بازم ملودی شیرین انزوا

یعنی منم ..منم که همیشه هیچ وقت

شاید عزیز باشی وشاید که هیچ وقت!!

باران ببار..ببار..ببارم‌‌. گریستم.

یعنی که درد ..درد..یعنی که نیستم

من از حلول کدام حادثه ام ..دلیل؟

باید که از گریستن ..قطعا باایستم.

دنیای کار ، پول،هم همه،وهم ، اضطراب

یعنی سیاه...سیاهی...زخم...التهاب

باشد سکوت میکنم اما نگاه من

تصویر بی نهایت تکرار و حادثه ست

تصویر بی نهایت ،مرگ و دروغ و درد

تصویر آن که خدا را ...سیاه کرد.

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 12:31
یکشنبه دهم تیر 1386
متولد خواهم شد در روز یازدهم...

۱. میدونی مدتهاست به این نتیجه رسیدم که آدمها هر کاری کنن باز تنهان...تنها به دنیا میان تنها زندگی میکنن و تنها م می میرن ...اون وقتی که تنها به دنیا میان که هیچ .اون موقع که تنها میمیرن هم که هیچ ...اما ...اون موقع که زندگی میکنن نمیتونن باور کنن که تنهان یعنی نمیخوان باور کنن ... واسه همین هی خودشون و گول میزنن ..هی خودشون و گول میززنن.....

 

۲.یه بازی جدید یاد گرفتم ...اولش یه جنگل سر سبز پر از گل  بلبل و بارون نم نم که روی گونه هات موسیقی لذتبخش زندگی رو میخونه ....تالاپ ..یهو ....می افتی تو باتلاق عمیق ...حالا زمین و زمان برات جهنمه .دیگه نه صدای پرنده ها رو میشنوی ،نه نم نم بارون برات قشنگه،تمام تلاشت رو میکنی یه شاخه ای،چوبی ،چیزی گیر بیاری و خودت و نجات بدی ...بالاخره با هر بد بختی خودت و میکشونی بیرون ...آخیش...یه نفس راحت از ته وجودت...حالا چشم باز میکنی میبینی دنیا چقدر لذت بخشه ....هه...اما یهو....تالاپ ..دوباره پات لیز میخوره میافتی تو باتلاق...بازی جالبیه نه؟؟؟؟

فکر میکنی زندگی غیر از اینه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

 

۳.انتظار گرم... انتظار سرد

انتظار گرم ، انتظار پر جوش و خروش کسی است که میاید و زمانش را نمی دانی و انتظار سرد انتظار کسیست که نخواهد آمد ..انتظار گرم جان را جلا میدهد ،قلب را به تپش وا میدارد . خون را در رگ میدواند،آدم تب میکند ، گرمش میشود ،بی تاب میشود ....

وانتظار سرد انتظار کسیست که نمی آید...میدانم و میداند

 

۷.تا حالا شده هفت تا ،یکی رو دوست داشته باشی ...من شده.

۱۱.فردا به دنیا میام ..بهم تبریک نمیگی؟؟؟؟


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 11:31