دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384
گم شدمسلام دوستان
مدتیه یه چیز و گم کردم که نمیدونم چیه نمی دونم کجا باید دنبالش بگردم اما میدونم که گمش کردم یه چیزی تو وجودم چیزی که مطمئنم با به دست آوردنش آروم میشم...نمیدونم یه حقیقت یه حقیقت بزرگ یه چیز که تمام منو لبریز از خودش کنه من حسش میکنم نبودش و اما نمیدونم چیه ...این روزا خیلی مطالعه میکنم فلسفه.. ادبیات..روانشناسی ..خلاصه هر چی که به شناخت خودم اضافه کنه..اما هنوز پیداش نکردم نمیدونم شاید خودم گم شدم و خبر ندارم اما هر چی که هست ..گیجم کرده.
مدتیست میدانم... ساعت چند است
میدانم که سوسکها چندش آورندو کلاغها را نباید دوست داشت
آه خدای من..خدای من
مدتیست از کودک آدامس فروش چیزی نمی خرم
و در بین آدمهای معمولی معمولی زمستانیم
دیگر گرم نخواهم شد
مدتیست عاشق از خواب بر نمی خیزم.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 12:33

