تبليغاتX
ای زندگی با همه پوچی از تو لبریزم
ای زندگی با همه پوچی از تو لبریزم
دنیا پر از مردمانیست که همچنان که تو را می بوسند طنابهای دار تو را می بافند
شنبه دوازدهم آذر 1384
شاید درخت هم در زمستان میوه می داد اگر به انتظار بهار نبود.

سلام

بزار زندگی روال عادی خودشو طی کنه ...تو هم از همین روال سعی کن لذت ببری ..میدونی ما آدما عادت کردیم که همش تو خاطرات گذشتمون یا برنامه های آیندمون زندگی کنیم..بعضی وقتها یادمون میره الان کجاییم و داریم چی کار میکنیم...بی خیال من که خیلی وقته زدم به بی خیالی....زندگی بالا و پایین خیلی داره یه روز تو اوج لذتی ..یه روز تو غم میدونی من همیشه گفتم و بازم میگم به خاطر این تلخیهاست که مالذت شیرینی رو میفهمیم  واسه همین من از تلخیهای زندگیم هم لذت میبرم...هیچی اونقدر ارزش نداره که لبخند و از لبهای تو بدزده...این و به همه گفتم به تو هم میگم...درسته نمیشه همیشه خندید اما به نظر من غم هم یه جور خوشیه بستگی به نگاه تو داره....

میدونی دوستم به من میگه تو خُلی.... مگه میشه آدم اینجوری باشه!....هِه..

 شما  از سختیهای زندگیتون لذت نمی برین؟

 

به یاد چشم تو هر دم سیاه می پوشم

از اینکه دل به تو دادم سیاه می پوشم

 هزار حضرت عیسی صلیب گردن هاست

برای حضرت مریم سیاه می پوشم.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 17:4