تا حالا شده تو یه بازی پازلها رو کنار هم بچینی هی جور در نیاد؟بعد به این نتیجه میرسی که ، بابا این پازلها اصلا مال این جدول نیست.!!!
بعد جدولش یه هو پیدا میشه ،حالا پازلها رو تند تند میچینی و میبینی که ....وای این تصویر اصلا اون تصویری نیست که تو مدتها بهش فکر میکردی،.. تازه اینجاست که به این نتیجه میرسی که این تو نبودی که داشتی با پازل بازی میکردی این پازلها بودند که داشتن بازیت میدادن.....!!!!

دیریست مردمان بیشماری در زندگیمان پرسه میزنند ،می آیند و میروند،همچون مسافران یک اتوبوس،برخی تننها نگاهی عریان را حواله میکنند و عده ای لبخند میزنند ، مینشینند ، حرف میزنند،همدردمان میشوند وهمدردیشان می کنیم ، اما عده ای اگر چه بر لب میخنددند اما در اندیشه مکری برای چگونه بازی دادن یا به سخره گرفتن اند .
گاهی با خود می اندیشم اینان به دنبال چه میگردنند؟؟!!!
وجدان داشتن یا نداشتن ..،بازی دادن یا ندادن ..،مهم نیست. مهم این است که خداوند آنقدر در تو رسوخ کرده باشد که انسان مانده باشی ،که انسانیت نوریست که خداوند آن را تنها به قلب کودکانی بزرگ میبخشد.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : یسنا در ساعت 20:26